پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

167

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

بود كه هنوز از تختخواب برنخاسته بودم و به ناچار براى اين‌كه مهمان خود را معطل نگذارم ، همان جا از وى پذيرايى كردم و براى مخفى كردن تنبلى خود ، به عذر كسالت متوسل شدم . وى به منظور تعارف گفت كه از جانب آقامير نيامده ، بلكه شاه شب قبل ، يعنى پيش از حركت ، در اين باره سفارش كرده است . من هم از لحاظ ادب چنين وانمود كردم كه سخنانش را باور كرده‌ام . وزير از اين‌كه قبلا اين دين را ايفا نكرده است معذرت‌خواهى زيادى كرد و به هر ترتيب بود ، مىخواست اين فراموش‌كارى را ، كه به علت اشتباه و قصور رخ داده است ، جبران كند و من نيز از هيچ‌گونه تعارفى خوددارى نكردم . بالأخره ساروتقى موقع رفتن ، تعداد همراهان مرا يادداشت كرد و دستورى نوشت كه بلافاصله آزوقه و نيازمندىهاى بيست روزهء خانه را طبق رسوم جارى در مورد مهمانان شاه تحويل دهند . وى به‌علاوه يكى از نوكران خود را مأمور مراقبت در امر تحويل اين ما يحتاج كرد و به او دستور داد هر روز در خانهء من حضور يابد و توجه كامل به تأمين احتياجات روزمرهء ما داشته باشد . همان روز ، وزير مازندران براى ديدار شاه عازم اشرف شد . آخرين روز ماه آوريل ، يكى از برادران وزير ، به نام محمدصالح‌بيگ ، كه سابقا او نيز در ايالت ديگرى وزير بوده ، به ديدار من آمد « 1 » . وى كه به اتفاق برادر خود به اشرف رفته و شب قبل مراجعت كرده بود ، سيدحسين نامى را نيز به همراه داشت . سيد در زبان عرب به معناى آقا است ، ولى در فارسى به كسى آن را خطاب مىكنند كه از نسل على [ ع ] داماد پيغمبر باشد . سيدحسين در فرح‌آباد پيشواى مسلمانان شروانى است ، كه من هم در محلهء آنها زندگى مىكنم . اين مرد از آق‌ساقال‌ها كه قبلا وصف آنها را كرده‌ام نيست ، بلكه پيشواى اين جماعت است ؛ در نتيجه آق‌ساقال‌ها نيز مطيع و زيردست او هستند . برادر وزير از طرف شاه و وزير با من تعارف زيادى كرد و پيغام‌هاى محبت‌آميز داد و از قول وزير گفت : چون اين‌طور گفته مىشود كه ممكن است شاه بر خلاف پيش‌بينى قبلى مدت زيادترى در خارج از فرح‌آباد به سر برد و در اين صورت ما يحتاج و آزوقهء شما ، كه فقط براى

--> ( 1 ) . پيترو دلاواله در اين مورد دچار اشتباه شده : زيرا ظاهرا ميرزا محمدتقى معروف به ساروتقى پسر منحصر به فرد پدرش ميرزا هدايت بوده . محمدصالح‌بيگ وزير سابق شروان بود كه در آن تاريخ با شاه‌عباس در مازندران به سر مىبرد . رجوع شود به كتاب زندگى شاه‌عباس اول تأليف استاد نصراللّه فلسفى مجلد چهارم صفحهء 45 و همچنين تاريخ عالم‌آراى عباسى ( وقايع سال 1031 هجرى قمرى ) . - م .